چرا اقتدای من به علی‌ست…

«گزیدۀ اشعار ولایی آذری اسفراینی»؛ به کوشش مرضیه افخمی ستوده؛ کتاب نیستان

با عنایات پروردگار در سال ۱۳۹۱ با موسسۀ ادب‌پژوهی شیعی (سلیس) آشنا شدم. در آنجا با گروهی از دوستان به پیشنهاد و مدیریت آقای دکتر رضا بیات مصمم شدیم تا بخشی از تاریخ ادبیات ایران را به نام ادبیات شیعی که پژوهشگران کمتری به آن پرداخته بودند، به شکلی علمی و منظم مدنظر قرار دهیم تا سیر شکل‌گیری و تطور این نوع ادبیات از ابتدا تا دوران معاصر مشخص شده و شاعران شایسته‌‌ای که به دلایل گوناگون کم‌آوازه بودند، به جامعۀ فرهنگ و ادب معرفی شوند. 

پایان‌نامۀ دکترای بنده با موضوع نقد و تحلیل شعر شیعی در سبک عراقی (سده‌های هفت تا نه) بود که به راهنمایی استاد گرانقدر جناب آقای دکتر مهدی محقق صورت گرفت و در مهر ماه سال ۹۵ دفاع شد. بعد از دفاع از رسالۀ دکتری برای عملی کردن هدف اصلی که در ابتدای سخنم به آن اشاره شد و نیز برای آشنایی مخاطبانی که دوستدار فرهنگ و ادبیات فارسی به‌ویژه حوزۀ ادبیات دینی هستند، در تابستان سال ۱۳۹۷ به پیشنهاد دکتر بیات، قرار بر این شد تا یکی از شاعرانی که در رسالۀ دکترای اینجانب مورد پژوهش قرار گرفته بود، برگزینیم و منتخبی از اشعارش را به چاپ رسانیم.

چند مسئله سبب شد تا برای اولین کتاب خود در این زمینه، آذری اسفراینی را برگزینم. قدرت و قوت اشعار او از نظر ادبی، توجه او به مباحث عرفانی و پیوند آن‌ها با منقبت اهل‌بیت، آگاهی از تفسیرهای قرآنی و احادیث اهل‌بیت، توجه شاعر به اسناد احادیث، تاثیرگذاری کلام آذری بر شاعران بعد از خود به‌ویژه محتشم کاشانی، تعداد اشعار منقبتی او.

مطالعات اولیه پیرامون آذری اسفراینی و شعرش در سال‌های قبل از ۱۳۹۵ انجام شده بود؛ اما برای اینکه یادداشت‌های گذشته تبدیل به اثری شود تا مورد استفادۀ پژوهشگران این حوزه و همچنین مخاطبان علاقه‌مند ادبیات فارسی و نیز ادبیات دینی قرار گیرد، نیاز بود تا تحقیقات و مطالعات بیشتر و دقیق‌تری صورت گیرد. به همین منظور، برای نگارش این اثر بیش از صد جلد کتاب دیده شد. پس از اتمام اثر از نظرات همکاران محترم سلیس، دکتر علی‌اصغر بشیری، دکتر زهیر توکلی و خانم طاهره کاظمی نیز بهره بردم.

قصد دارم اگر عمری باقی ماند، به مدد توفیق و عنایت الهی، پس از این گزیده‌ای از اشعار منقبت‌سرایان سه قرن هفت و هشت و نه را نیز شرح دهم تا با توجه به نوع اندیشه و محتوای ابیات و بیان ادبی آن‌ها، سیر تطور شعر شیعی در این ادوار را بر اهل فضل و تحقیق و علاقه‌مندان این عرصه نشان دهم.

ساختار و روش نگارش کتاب حاضر:

گزینش اشعار آذری اسفراینی براساس دیوان چاپی ایشان، به تصحیح دکتر محسن کیانی و آقای عباس رستاخیز، انجام شده است. در این گزیده اشعاری که قوت ادبی داشتند، با محوریت ادبیات شیعی، مدنظر بوده و اشعار شاخص (از نظر محتوایی و ادبی) از هر قالب شعری که مورد توجه شاعر بوده، انتخاب شده ‌است. لذا از ۳۴ قصیدۀ دیوان، بیست قصیده، از سه ترکیب‌بند یک مورد و از ۴۶۹ غزل، هفت غزل آمده است. روش نگارش کتاب به این صورت است که ابیات دشوار و نیز مواردی را که دارای نکات ارزشمند ادبی یا اشارات قرآنی و حدیثی بودند، بعد از هر شعر شرح شده‌اند. در پایان نیز در بخش نمایه‌ها، اسامی اماکن، اشخاص، فهرست آیات و احادیث به کار رفته در اشعار، جمع‌آوری شده‌اند. 

نکتۀ دیگر آنکه متنی که در اختیار خواننده قرار می‌گیرد، صورت صحیح و اصلاح‌شدۀ شعر است؛ بدین معنی که ممکن است عبارت متن کتاب، مخدوش یا نادرست باشد که در این شرایط، نسخۀ صحیح به متن شعر و نسخۀ مخدوش به پاورقی منتقل شده است. 

دشواری‌هایی که در مسیر نگارش و تدوین این اثر با آن‌ها مواجه شدم، به قرار زیر است:

۱.       آذری اسفراینی شاعری است که جواهر الاسرار را در خصوص اسرار کلام اللّه، شرح و تفسیر عرفانی بعضی از احادیث نبوی و اسرار گفتارهای برخی اولیا به قلم آورده و دربارۀ حروف مقطعۀ قرآن آگاهی‌های فراوانی دارد و فصولی هم در همین کتاب در باب معما و لغز و دیگر مسائل ادبی اختصاص می‌دهد. بنابراین در این پژوهش با شاعری روبه‌رو بودم که دایرۀ دانش و معلومات او وسعت زیادی داشت و در نتیجه زبان شعری او هم ساده نبود.

۲.       آذری در چهل سالگی قدم در شاهراه سیر و سلوک گذاشت و از محضر افرادی چون شیخ محیی‌الدین غزالی طوسی (م. ۸۳۰ ق) و شاه نعمت‌اللّه ولی بهره‌ها برد. البته وابستگی آذری به سلسلۀ طریقتی خاص عرفانی دقیقاً مشخص نیست و بهتر است او را سالکی آزاده به حساب آوریم؛ اما به هر حال گرایش عرفانی او در بیانش اثر داشته و همین موضوع نیز سبب ایجاد ابهام و پیچیدگی در درک مفاهیم برخی از ابیات او شده است؛ مثلا:

هزار مسئله در باب جوهر الف است    که واجب است که داند معلّم رهبر

بگو نخست الف از کجا و اصلش چیست         الف چراست بگو نام او ز حکم قدر

بگو لباس عرض در الف کجا پوشید؟   کدام مرتبه جسم است و کی شود جوهر؟

۳.       یکی دیگر از دشواری‌های این کار، بررسی معجزات یا داستان‌هایی بود که شاعر آورده است. سند این موارد در کتاب ذکر شده و سعی بر آن بوده است که تا حد امکان از کتب معتبر شیعی و منابع دسته اول حدیثی سند‌یابی انجام شود. در صورت لزوم صحت و سقم آن‌ها نیز بررسی شده‌ است. مثال:

صحابه همچو عوایند در شب دنیا        علی‌ست کوکب برج ولایت بطحا

به هر کدام کنی اقتدا بیابی راه  به قول صاحب لولاک و سالک اوحی

پس اقتدای من از جمله اولیا به علی‌ست که اوست بر همه خلق و موالیان مولا

عوا یا عوّا از صور فلکی است که شامل ۵۲ کوکب است. قدما آن را به شکل سگی می‌دیدند که به شیری حمله و پارس می‌کند و نام عوّا (عوعو کننده) هم بیانگر همین دیدگاه است. این ابیات تعریضی است به حدیث «أَصْحَابِی کالنُّجُومِ بِأَیِّهِمْ اقْتَدَیتُمْ اهْتَدَیتُمْ» (الصّواعق المحرقه، ج ۲: ص ۶۱۵)؛ اصحاب من مانند ستارگانند؛ به هر کدام که اقتدا کنید، هدایت می‌شوید. شاعر صحت انتساب این حدیث را به پیامبر رد نمی‌کند؛ اما می‌گوید چون این حدیث از پیامبر است، پس من از بین همۀ صحابه، علی بن ابی‌طالب را برای اقتدا کردن انتخاب می‌کنم؛ زیرا اوست که بر همۀ خلایق مولاست و به وسیلۀ مصراع دوم بیت سوم، جریان غدیر را یادآور می‌شود. 

گفتنی است که حدیث «اصحابی کالنجوم…» در برابر حدیث صحیح «أَنَا كَالشَّمْسِ وَ عَلِيٌّ كَالْقَمَرِ وَ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ كَالنُّجُومِ‏ بِأَيِّهِمْ اقْتَدَيْتُمْ اهْتَدَيْتُم‏» (عوالی اللئالی، ج ۴: ص ۸۶) ساخته شده و بسیاری از علمای اهل سنت نیز معترفند که این حدیث جعلی است.

۴.       مصححان دیوان آذری تلاش‌های زیادی برای تصحیح متن دیوان به عمل آورده‌اند؛ اما به سبب ناقص بودن نسخ خطی، ناخوانا بودن، غلط‌‌‌‌نویسی برخی کلمات و افتادگی اوراق کتاب، مقداری از نادرستی‌ها و نواقص همچنان در دیوان باقی مانده است. در موارد معدودی بر پایۀ محتوا، وزن و شکل کلمات، خوانش و حدس خود را در متن قرار داده‌ام و ضبط مغلوط دیوان را در پاورقی ذکر کرده‌ام.

در ادامه ابیاتی از یک قصیدۀ آذری را در منقبت امامان می‌خوانیم:

۱. شهان بی سپه و خسروان بی شمشیر ملوک بی حشم و اغنیای بی اموال

۲. مجاوران صوامع‌نشین عالم قدس     مقرّبان سراپردۀ جلال و جمال

۳. فرشتگان زمین‌اند آن‌که نگذشته است          خطا و معصیت و سهو و ظلمشان به خیال

۴. هر آنچه حکم کنند از اوامرملکوت  ملائک از پی او می‌دود به استعجال

۵. به صورت، آدم و معنی، سلالۀ نبوی          که بسته‌اند بدیشان سلاسل صلصال

۶. نگین دولتشان، مُهر دفتر ارزاق      مطیع رایتشان، میر لشکر آجال

۷. خیال حرمتشان طوق گردن اوتاد      طناب خدمتشان ربط باطن اَبدال

۸. ز آفتاب نبوّت، صدور این انجم       مثال صورت تفصیل آمد از اجمال

۹. از این دوازده برج و دوازده خورشید          علی‌ست مِهر سپهر کمال و مطلع آل

۱۰. علی‌ست آن‌که به کنه حقیقتش نرسد         به غیر ذات خداوند ایزد متعال

شرح ابیات:

۲. صوامع: جِ صومعه، عبادت‌گاه، خانقاه. عالم قدس: عالم اسما و صفات حق است. ملاصدرا می‌گوید: عالم قدس، عالم مجردات و عالم الهی است. (نک: اسفار اربعه، ج ۲: ص ۱۴۸). در علم کلام «صفات جمال (صفات ثبوتی) صفاتی هستند که بر وجود کمال در خداوند دلالت می‌کنند؛ مانند عالِم و علم، قدرت و قادر، خلق و خالق، رزق و رازق و غیره. صفات جلال (صفات سلبی) نیز صفاتی‌اند که یا بر سلب نقص از خداوند دلالت می‌کنند، مانند غنی، واحد، قدّوس، حمید و مانند آن یا چون بر نقصان و فقدان کمال دلالت می‌کنند از خداوند سلب می‌شوند؛ مانند، ترکیب، جسمانیت، مکان، جهت، ظلم، عبث.» (عقاید استدلالی، ج ۱: صص ۱۲۷-۱۲۸). بیت می‌گوید: اهل بیت مجاور عالَم اسما و صفات حق‌اند. آن‌ها مقربان درگاه الهی هستند. 

۵. اهل‌بیت ظاهری چون انسان‌های دیگر دارند؛ اما باطنشان از نور رسول اللّه روشن است. گِل بقیۀ موجودات هم از وجود این بزرگواران سرشته شده است. مضمون مصراع دوم، اشاره‌ دارد به حدیثی از امام صادق: «نَحنُ صَنایِعُ اللّهِ و الناسُ بعدٌ صَنایِعُ لَنا: ما اهل‌بیت، آفریدۀ خداوند هستیم و تمام مردم صنایع ما هستند.» (بحار‌الأنوار، ج ۵۳: ص ۱۷۸)؛ بر همین اساس خداوند حقیقت محمدیه و چهارده معصوم را آفریده و ایشان صنعت مستقیم الهی هستند و دیگر مخلوقات در هر درجه‌ای هم باشند، مخلوق و صنعت آن بزرگواران هستند.

۷. اَوتاد: اقطاب و بزرگان صوفیه. در منابع شیعی اصطلاحی است که به اولیا و محبوب‌ترین بندگان خدا اطلاق می‌شود. (نهج البلاغه، صص ۱۱۸-۱۱۹). اَبدال: جِ بدل، مردان خدا، اولیاء اللّه.

منابع:

اسفار اربعه، محمد‌ بن ابراهیم صدر‌الدین شیرازی، ترجمۀ محمد خواجوی، ۲ج، تهران: مولی، ۱۳۸۹.

بحار‌الأنوار، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، جمعی از محققان، ۱۱۱ج، چ ۲، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض و الضلال و الزندقة، احمد بن محمد ابن حجر هیثمی، به تحقیق عبدالرحمن‌ بن عبدالله الترکی، کامل محمد الخراط، ۲ج، لبنان: موسسه الرسالة، ۱۴۱۷.

عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ۲ ج، چ ۴، قم: هاجر، ۱۳۸۱.

عوالی اللئالی العزیزه فی الاحادیث الدینیه، محمد بن زین‌الدین ابن ابی جمهور، به تحقیق مجتبی عراقی، ۴ ج، قم: دار سیدالشهداء للنشر، ۱۴۰۵.

نهج البلاغه، امیرالمؤمنین، به تحقیق صبحی صالح، قم: مؤسسۀ دارالهجرة، ۱۴۱۹.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.