یاد بعضی نفرات

«یادها و دیدارها»؛ ایرج پارسی‌نژاد؛ نشر نو

نوشتن خاطرات در میان چهره‌های شناخته شده‌ی عرصه‌های مختلف در سده‌ی اخیر رونق بسیاری گرفته است. این درحالی است ایرانیان از دیرباز دربازگو کردن  مسائل شخصی خود و یا دیگران، به صورت شفاهی و خاصه به صورت مکتوب، ابا داشتند. از این سبب  معمولا پرداختن به ناگفته‌‌های زندگی‌شان  نوعی تابو محسوب می‌شد. اما خوشبختانه  در سالهای اخیر چنین ذهنیت‌هایی  کنار رفته و جای خود را به باورهایی تازه داده که حکایت ازدرک ضرورت انتقال تجربیات شخصی و حرفه‌ای به نسل‌های بعدی دارد.

کتابِ «یادها و دیدارها» نوشته ایرج پارسی نژاد که به تازگی به همت نشرنو و در مجموعه «کتابخانه یادها و خاطره‌ها» منتشر شده است، از جمله آثاری است  که اگر چه برمبنای خاطرات نویسنده کتاب شکل گرفته اما جذابیت عمده آن به دلیل حضور چهره‌هایی است که پارسی نژاد به واسطه سالها فعالیت  در عرصه فرهنگ و ادب این دیار با آنها نشست و برخاست داشته و یا از نزدیک با آنها دمخور بوده است.

با این وصف خاطرات او بیش از آنکه شکل فردی داشته باشد، جنبه جمعی پیدا کرد است. به بیان دیگر بیش از اینکه روی زندگی و تجربیات شخصی پارسی نژاد متمرکز باشد و با روایت جزئیات زندگی او و تعاملی که با پیرامون خود داشته، تصویری از زندگی خود ارائه کند؛ به دنبال بازگو کردن شرح خاطرات خود با چهره‌های نامدار عرصه فرهنگ و ادب و هنر این دیار بوده است.  براین اساس آن بخشهایی که به شکلی موجز و گذرا به زندگی شخصی خود او پرداخته، تحت الشعاع این بخش ها قرار گرفته است.

البته این نکته، فی النفسه  محل ایراد نیست، بخصوص اینکه نویسنده، نام کتاب خود را «یادها و یادبودها» گذاشته است. نامی که به شکلی آشکار اشاره به ساختار کتاب داشته و اشاره دارد که خواننده نه با یک روزنامه خاطرات بلکه با گونه‌ای از دفتر خاطرات روبه روست که شرح یادها و یادبودهایی از افراد شناخته شده‌است که نویسنده در طول زندگی با آنها روبه رو شده و حالا از سر نوستالژی و یا ضرورتی که احساس می کرده، سالها بعد به فکر بازگو کردن آنها افتاده است.  استفاده از روایتی موجز و فارغ از جزئیات نیز ناشی از همین ویژگی است که موجب روان شدن کتاب و خوشخوانی آن نیز شده است و با توجه به اینکه کتاب بر پایه بخش‌هایی کوتاه و کم و بیش مستقل نوشته شده است به سادگی در چند نشست می‌‍توان آن را خواند.

ایرج پارسی نژاد از ساختاری تاریخ محور برای بازگو کردن خاطراتش استفاده کرده ست. با اشاره به خانواده و تولد خود آغاز می کند: «من در چهارم اسفند 1317/ فوریه 1939 در شهر آبادان متولد شدم…» پدرش که مدتی در بمبئی تجارت می کرد، متاثر از نشست و برخاست با پارسیان ساکن هند، وقتی به ایران می آید در روزگار صاحب شناسنامه شدن ایرانیان نام فامیل پارسی نژاد را بر می گزیند. 

از بخش های جذاب کتاب، صفحاتی است که پارسی تژاد به ایام دانشجویی و تحصیل در دانشگاه تهران اختصاص می دهد، دانشگاهی که  میراث دار اساتید نامداری است چون: بدیع‌الزمان فروزانفر، ابراهیم پورداوود، جلال‌الدین همایی و… که آن زمان شاگردانشان همانند: پرویز ناتل‌خانلری،  ذبیح‌الله صفا، محمد معین، حسین خطیبی، لطفعلی صورتگر و… آموخته‌های خود را به نسل جدید منتقل می کنند. از محاسن این بخش آن است که نویسنده در لابلای بازگویی این خاطرات تصویری از چند و چون دانشگاه، در دهه‌های نخست تاسیسش و رابطه اساتید و شاگردان و همچنین جو آموزشی آن ترسیم می کند.

همزمان با سالهای تحصیل در دانشگاه دوره کار فرا می‌رسد: «درس دانشکده همه وقت مرا نمی‌گرفت. با آنکه سرِ درس همه استادان حاضر می‌شدم، ساعات فراغتی داشتم که می‌توانستم کاری برای خودم دست‌وپا کنم. ترجیح می‌دادم این کار در حوزه نشر کتاب باشد.» کار در موسسه فرانکلین که خاستگاه چهره‌های برجسته‌ای در حوزه کتاب، ترجمه و فرهنگ آن روزگار بوده، زمینه ساز آشنایی پارسی نژاد به چهره‌هایی چون نجف دریا بندری و اسماعیل سعات شده است. پس از این بخش‌های جذاب و خواندنی پارسی نژاد  در لابلای دوره های مختلف زندگی خود، که با سفرهایش به گوشه و کنار جهان  یا کار در حوزه‌های مختلف فاصله گذاری کرده است  به روایت دیدارها و یادبودهایی از ارتباط با شخصیت‌های نامداری  همچون  فروغ فرخزاد، شهریار، یدالله رؤیایی، سیدحسن تقی‌زاده، مهدی اخوان‌ثالث، محمدعلی جمال‌زاده، ابراهیم گلستان، احسان طبری، مجتبی مینوی، عبدالرحیم جعفری، عباس زریاب‌خویی، فریدون آدمیت، عبدالحسین زرین‌کوب، قمر آریان، شاهرخ مسکوب، ایرج افشار، فریدون مشیری، نادر نادرپور، سیروس پرهام، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، محمدرضا شجریان، سیروس طاهباز، پرویز دوایی، صفدر تقی‌زاده و داریوش شایگان و دیگران پرداخته است.

«یادها و دیدارها» کتابی است خوشخوان و جذاب، این اثر به گونه‌ای نوشته شده است که مخاطب از هرجا که بخواهد می‌تواند کتاب را گشوده و چند بخش از آن را بخواند و در این رهگذر نکاتی جالب درباره شخصیت‌های نامدار تاریخ معاصر و یا اتفاقهایی در همین ایام دریابد. نکاتی که شاید کمتر در دیگر کتابها بدانها اشاره می شود و نه تنهاگواه حال روز فرهنگی و سیاسی آن دوران هستند، بلکه گواه روحیه و خلقیات این شخصیت ها نیز هستند. حکایت عبدالرحیم جعفری (موسس و صاحب انتشارات امیر کبیر) که درایام متلاطم انقلاب ابا دارد از این که بخش کوچکی از اندوخته‌هایش را در خارج از ایران در ارتباط با کار خود سرمایه گذاری کند، حال آنکه دیگران درحال انتقال سرمایه های‌شان از ایران بودند. حکایت علاقه صمیمانه به ابراهیم گلستان و تفرعن او در عین یک رابطه دوستانه. ماجرا ی محبت صمیمانه خانلری به برخی نویسندگان که با قدرناشناسی همراه شد، ماجرای نثر شاعرانه و عاشقانه پرویز دوایی که جرقه دیداری دوستانه در پراگ می شود و….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.