آتشی که دامن سینماها را گرفت!

«سینما سوزی در ایران»؛ عباس بهارلو؛ نشر قطره

«سینما سوزی در ایران»

نویسنده: عباس بهارلو

ناشر: قطره، چاپ اول 1397

139 صفحه، 16000 تومان

 

***

 

سینما به عنوان یکی از مظاهر تجدد و زندگی مدرن از بدو ورود به متن جامعه سنتی و مذهبی ایران، ماجرای پر فراز و فرودی را پشت سرگذاشته است.   زمانی که از شکل یک سرگرمی ملوکانه و درباری بیرون آمد، به میان مردم رفت و به تدریج به عنوان یک مدیوم تاثیرگذار جمعی جایگاه خود را تثبیت کرد. در این رهگذر نیز واکنش های قشر سنتی خود را نشان داد، از طرح کراهت رفتن به سینما گرفته تا تخریب اموال سینماها، کتک زدن سینماروها و نهایتا آتش زدن سالنهای نمایش فیلم.

به آتش کشیدن یک سینما نخستین بار در شهریور 1288 سینمایی در تهران اتفاق افتاد، بعد از آن هم به دلایل مختلف گهگاه تکرار می‌شد، اما در دوره هایی اوج گرته و شکل زنجیره‌ای پیدا کرد، در این آتش سوزی‌ها که اغلب به نیت ارعاب و وحشت صاحبان سینما انجام می‌شد، تلفات جانی کمتر وجود داشت و بیشتر صاحبان سینما ها بودند که متضرر می شدند، اما در مرداد ماه 1357 آتش سوزی سینما رکس آبادان اتفاق افتاد که که به عنوان فاجعه‌ای ملی قلمداد شد؛ قریب به چهار صد نفر که به تماشای فیلم گوزنها ساخته مسعود کیمیایی نشسته بودند، زنده زنده در سینما سوختند و جزغاله شدند. هیچکس جرأت به عهده گرفتن مسئولیت آن را نداشت؛ نیروهای انقلابی، رژیم پهلوی و ساواک را عامل این ماجرا عنوان می کرد و طرف مقابل نیز انقلابیون را به چنین جنایتی متهم می‌کرد. بنابراین ماجرای سینما رکس هنوز هم به عنوان رازی سر به مهر باقی مانده که ابعاد پیدا و پنهان زیادی برخوردار است و درخور واکاوی جدی‌است.

عباس بهارلو (غلام حیدری)  در کتاب«سینما سوزی در ایران» که به همت نشر قطره به بازار کتاب عرضه شده، به شکلی مستند به واکاوی ابعداد مختلف این ماجرا (بر پایه اسناد و مدارک منتشر در در همان ایام و دهه های بعد) پرداخته است. کتاب حاضر چنانکه از عنوانش پیداست، اثری است که به موضوع سینما سوزی می‌پردازد، بنابراین تنها به همین یک مورد بسنده نکرده و به سابقه تاریخی آن و سیر وقایعی در این زمینه سینما و جامعه را تحت تاثیر قرارداده توجه نشان داده است. نویسنده کتاب یکی از باسابقه‌ترین پژوهشگران در حوزه تاریخ سینمای ایران است که بی اغراق عمری را در این راه صرف کرده است و کارنامه پرو پیمانی را نیز در زمینه تاریخ سینمای ایران در قالب کتاب و مقاله در اختیار علاقمندان قرار داده است.

جدا از اشراف و تسلط منحصر به فرد او به جنبه‌های مختلف تارخ سینمای ایران، مهمترین حسن کارهای عباس بهارلو این است که در پژوهش های خود سینما جدای وقایع اجتماعی و سیاسی زمان خو نمی بیند، از سوی دیگر به آن به در قالب یک مجموعه به هم پیوسته از اجزای مختلف می نگرد و تنها به خود فیلمها بسنده نکرده است. از این رو پژوهش های او دامنه وسیع و ابعاد گوناگونی از سینمای ایران را دربر می گیرد. در واقع همانقدر که خود فیلمها برای پژوهش تاریخی دارای اهمیتند، حرفه های مختلف همچون فیلمبرداران و سینما داران و حتی منتقدان نیز در این روند تاریخی دارای نقش و اهمیت بوده اند که نباید از آنها غفلت کرد.

بهارلو همواره از اسناد و منابع دست اول در تاریخ سینمای ایران به درستی در نوشتن آثارش بهره برده و در خلال جمع بندی‌های تحلیلی خود از موضوعات مختلف، بستری را فراهم می‌آورد که مخاطبان کتاب نیز در صورت نیاز بتوانند از اطلاعات دست اول کتاب، در دیگر پژوهش‌ها بهره ببرند. به همین دلیل عمده کتاب‌های او در عین حال به عنوان منابعی کاربردی نیز به کار علاقمندان تاریخ سینمای ایران می‌آیند و جوایز گوناگونی را نیز نصیب او کرده اند. کتاب «سینما سوزی در ایران» نیز از چنین ویژگی‌هایی که همواره در آثار بهارلو دیده می‌شود، بهره زیادی برده است. این کتاب در اصل بخشی از یک پژوهش مفصل تحت عنوان «سالن‌های سینما در تهران» است که به دلیل موضوع خاص آن، امکان عرضه و انتشار ش به صورت اثری مستقل نیز وجود داشته است .

علاوه بر یادداشت نویسنده در ابتدای کتاب و فهرست اعلام در انتهای آن، «سینما سوزی در ایران» به دو بخش عمده تقسیم می‌شود، نخست بیست و چهار فصل کوتاه که در واقع متن اصلی پژوهش را تشکیل می دهند و نهایتا آلبوم عکس‌ها و اسناد که در واقع نشان دهنده تصویر بخشی از اسناد مورد استفاده در این پژوهش بوده است.

بهارلو در این کتاب با زبانی روایی و بیانی تحلیلی، از زمان نخستين آتش سوزی سينما در تهران («تماشاخانه ناصريه» متعلق به اميرخان جوانشير در رمضان 1327ق/ شهريور 1288ش) آغاز  و تا آتش سوزی های گسترده سينماها در ماه های منتهی به انقلاب 1357 (یعنی مقطعی حدود 70 ساله) را مورد توجه قرار داده است.

شاید در آتش سوزی پاره‌ای از سینماها، بی‌احتیاطی و یا فرسودگی و غیر استاندارد بودن امکانات این سینماها دخیل بوده باشد؛ اما بهارلو به دوره‌هایی از سینما سوزی در ایران پرداخته که بیش از این عوامل قصد و غرض‌های سیاسی و اعتقادی پشت جریانات خودنمایی می‌کند. با توجه به این مسئله نویسنده واقعا با عرصه ای دشوار روبه رو بوده است، چرا که در این موارد که پای مناقع و قصد و عرض های گروهی مطرح بوده، یافتن گزارش‌هایی دقیق و روشن از ماجرا که عاری از اطلاعات ضد و نقیض باشند، کاری واقعا دشوار بوده است. بنابراین بهارلو علاوه بر آتش سوزی سینما رکس، به طور عمده روی یک سری سینما سوزی های زنجیره‌ای در اواخر دهه چهل نیز متمرکز شده و حتی المقدور کوشیده با بیرون کشیدن موثق‌ترین روایت‌ها  به تحلیل ماجراهایی بپردازد که شایعات و راست و دروغ درباره آنها بسیار بوده است.

 خلاصه اینکه این که بهارلو این بار نیز با دستمایه قراردادن موضوعی قابل اعتنا، به روایتی تاریخی و تحلیلی از سینمای ایران پرداخته که علاوه بر اهمیت موضوع نزد پژوهشگران جدی این حوزه سینما، به دلیل ارائه تصویری از گوشه هایی تلخ از آنچه در تاریخ معاصر این دیار، بر مردمی ترین هنر دوران مدرن گذشته، برای دیگر مخاطبان نیز می‌تواند خواندنی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.