گویا به ده زبان

«با ده زبان خموش»؛ بهاءالدین خرمشاهی؛ قطره

شما می‌توانید کتاب «با ده زبان خموش» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.

****

کسی در لزوم آگاهی به فرهنگ تردیدی به خود راه نمی‌دهد. اما شناخت فرهنگ به هیچ وجه ساده نیست. یکی از دلایل دشواری این کار وجوه گوناگون و ابعاد زیاد فرهنگ است. فرهنگ موضوع واحدی ندارد، بلکه مجموعه‌ای بسیار گسترده و پیچیده است که احاطه به آن یک بلندپروازی بزرگ به‌شمار می‌آید. بخش‌های لایه‌لایه و تودرتوی فرهنگ باعث می‌شود که بیشتر افراد نتوانند به تنهایی از پس آشنایی با آن برآیند، چه رسد به این‌که شناختی فراگیر نسبت به آن حاصل کنند. به همین سبب، لازم است که دست به دامان کسانی شویم که در این عرصه موی سپید کرده و استخوان خورد کرده باشند. البته همه استادان فرهنگ هم نمی‌توانند چنین نیازی را برآورده سازند؛ زیرا آثار آنان با تمامی گستردگی و گوناگونی فرهنگ همپوشانی ندارد و بسیاری از امور را پوشش نمی‌دهد. و کسانی که می‌خواند فرهنگ را با همه ابعادش بشناسند، باز هم ناکام می‌مانند. اما جای امیدواری هست؛ زیرا گاهی در این زمینه استثناهایی یافت می‌شود.

استاد بهاءالدین خرمشاهی امروزه یکی از ارباب انواع فرهنگ است. دانش گسترده او در همه زمینه‌های فرهنگی بی‌نیاز از معرفی است و کارنامه عظیم کارهای ایشان بهترین گواه بر این مدعاست. لذا نه تنها همگان او را می‌شناسند، بلکه حتی بعید است کتاب‌خوانی باشد که دست‌کم یکی از آثار تألیفی یا ترجمه‌ای ایشان را نخوانده باشد؛ چرا که آثار فراوان و گوناگون ایشان به همه شاخه‌های علوم انسانی پرداخته است. قلم روان و شیوه بیان او نیز یکی دیگر از مزایای نوشته‌های ایشان است و باعث شده که همه آثارشان، بدون استثنا، خواندنی و آموزنده باشند، از جمله همین اثر حاضر.

«با ده زبان خموش» در واقع یک کتاب نیست، بلکه آخرین مجموعه مقالات استاد خرمشاهی است. ایشان پیش از این، هفت مجموعه مقاله منتشر کرده‌اند و پنج مجموعه دیگر نیز در حال آماده‌سازی است. بیشتر آثار ایشان این‌گونه هستند. خود استاد در توضیح سبک نوشتن خود می‌گوید: «مؤلفانی همچون بنده، یک فکر بلند ۵۰۰– ۶۰۰ صفحه‌ای ندارند، که به ۲۰ – ۳۰ فصل یا بخش گسسته – پیوسته تقسیم کنند. بلکه بیست – سی مضمون / اندیشه دارند که هر کدام در ۲۰ – ۳۰ صفحه ادا و عرضه می‌شود. و در عین حال همه این مقالات یک عامل و حامل پیوند‌دهنده دارند که باعث هماوایی و همارایی آنها می‌شود».

این اثر از پنجاه مقاله تشکیل شده است که در شش بخش تنظیم شده‌اند که به ترتیب عبارتند از: «قرآن‌پژوهی»، «حافظ‌پژوهی»، «دین‌پژوهی و عرفان»، «زبان و ادبیات، نقد شعر، ویرایش»، «یاد بزرگان» و «نقد و معرفی چند فرهنگ». درست است که هر بخش عنوان مشخصی دارد، اما مباحث مقالات هر بخش منحصر در آن موضوع نیست و به سایر مطالب نیز ربط پیدا می‌کنند؛ مثلا در قرآن‌پژوهی مباحثی در مورد حافظ و در حافظ‌پژوهی مطالبی در مورد قرآن یافت می‌شود. در مقالات مربوط به یادبود هر اندیشمندی، علاوه بر خاطرات شیرین، به موضوعی در حوزه تخصصی آن شخص اشاره می‌شود. به همین دلیل این اثر را می‌توان یک دانشنامه کوچک هم به‌شمار آورد.
مؤلف در پیشگفتار به تعداد و انواع مقاله‌های خود اشاره می‌کنند و روش مقاله‌نویسی خود را توضیح می‌دهند. در بخش اول مباحث متنوعی درباره ترجمه قرآن، تفسیر آن، پژوهش‌های و کتابشناسی‌های قرآنی مطرح شده است. حتی مباحثی درباره روخوانی قرآن و سایر جنبه‌های هنری نیز وجود دارد. بخش دین‌پژوهی و عرفان منحصر به دین و عرفان نیست و مباحثی در مورد زندگی، فلسفه و اخلاق هم دارد. زبان و ادبیات بلندترین بخش کتاب است. بخش آخر از همه کوتاه‌تر است و سه مقاله است در نقد و بررسی سه فرهنگ که به ترتیب عبارتند از: «فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی و انسانی»، «فرهنگ هزاره» و «فرهنگ کیمیا». در بخش یابود کتاب، برای هر کدام از این شخصیت‌ها مقاله‌ جالبی نگاشته شده است: هانری کربن، دکتر نوش‌آفرین انصاری، دکتر محمود بروجردی، دکتر مهدی گلشنی، دکتر سیدمنوچهر مرتضوی، استاد عباس کیارستمی.

همه این پنجاه مورد نوشته‌های خود استاد خرمشاهی نیستند. دو مورد ترجمه مقالات دیگران است: مقاله «کربن» در بخش یاد بزرگان ترجمه مقاله دکتر داریوش شایگان درباره آن اندیشمند نامدار است. در بخش دین‌پژوهی و عرفان هم مقاله «مفاهیم کلیدی عرفان ابن‌عربی» ترجمه‌ فصلی از یک کتاب ایزوتسو است. دو مورد هم گفتگو است. اولی درباره نیایش‌های مولانا در مثنوی است و دومی با موضوع احمد شاملو. گفتگوی دوم بسیار طولانی است اما در عین حال بسیار خواندنی هم هست؛ زیرا اگرچه درباره آثار شاملو و تاثیرگذاری آن‌هاست، اما بحث به موضوعات دیگر هم کشیده می‌شود و درباره مطالبی همچون ادبیات معاصر، ترجمه، شاعران و داستان‌نویسان معاصر، شعر نو، شهر کهن، حافظ، نظامی، مولانا و… صحبت می‌شود. در مورد امور اجتماعی و سیاسی نیز سخنانی ردوبدل می‌شود و حتی بحث به ماجرای اخراج نویسندگان و شاعران چپ از کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۵۸ کشیده می‌شود و استاد توضیح می‌دهد که چه شد و چرا در آن سال ایشان به همراه چند نفر دیگر از آن کانون استعفا دادند.

در سراسر کتاب، هم به موضوعات کهن و کلاسیک پرداخته شده است و هم مسائل امروزی بررسی می‌شود. شخصیت‌ها، نظریه‌ها و کتاب‌ها یکسان مورد توجه هستند. هم کتاب‌های کهن و هم کتاب‌های جدید هر دو مورد توجه است؛ هم درباره دیوان حافظ، مثنوی مولانا، و گلستان و بوستان سعدی سخن گفته می‌شود و هم درباره «بوف کور» صادق هدایت و «کلیدر» و «جای خالی سلوچ» محمود دولت‌آبادی. در همه موارد هم، استاد خرمشاهی نظر خاص خود را درباره موضوعات گوناگون به صراحت بیان می‌کنند. موضع‌گیری صاحب‌نظری چون ایشان قطعا مفید و قابل توجه است. از مباحث آکادمیک تا مطالب مطایبه‌ای مثل مقاله «استشهادهای ظریف به شعر حافظ» که نویسنده تجربیات عینی خود را در این زمینه بیان می‌کند. برای مثال ایشان حکایت می‌کند که «در ایام جنگ ایران و عراق، که در سال‌های اول اغلب شب‌ها برق قطع می‌شد، در مجلسی بودیم و آقای دکتر حسین معصومی همدانی، بلافاصله پس از رفتن برق، این بیت حافظ را خواند: دارم امید بر این اشک چو باران که دگر /  برق دولت که برفت از نظرم، باز آید».

همه نوشته‌ها با قلم شیوای استاد پرحرارت و سرشار از حلاوت است. هر جا هم مجالی باشد طنزی سربرمی‌آورد و تبسمی بر لب خواننده می‌نشیند. به مناسبت هر موضوعی، نقل قول‌های شفاهی بسیار است و هر کدام بصیرتی را در خود نهفته دارد. برای مثال استاد نقل می‌کنند که «یکی از ایران‌شناسان آلمانی که فارسی را به شیرینی و شیوایی حرف می‌زد، به نگارنده این سطور می‌گفت منطقه جلوی دانشگاه تهران در دنیا و اروپا هم کم‌نظیر است». این‌گونه خاطره‌ها در سراسر کتاب به چشم می‌خورد.

از مزیت‌های این کتاب قطور آن است که حجم مقالات کم است و معمولا کمتر از ده صفحه است و فقط یک مقاله بیست صفحه‌ای وجود دارد. برخی از مقالات هم دو صفحه بیش نیست اما به لفظ اندک و معنی بسیار! لذا به راحتی می‌توان هر مقاله را در یک وعده مطالعه کرد. نثر شیرین و دلنشین استاد نیز نوشته‌ها را خواندنی‌تر کرده است.

نکته آخر این‌که امروزه ضرورت آگاهی از فرهنگ بیش از پیش احساس می‌شود، اما مجال مطالعه کتاب‌های بسیار، روزبه‌روز، کمتر می‌شود. آثاری که بتوانند در این شرایط این نیاز حیاتی را برآورده سازند، باید مغتنم شمرده شوند. نوشته‌های استاد خرمشاهی هم در طراز بالای این نوع آثار جای می‌گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.